تبليغاتX
پوریا پورسرخ
عکسهای بسیار زیبا از پوریا پورسرخ

عکسهای بسیار زیبا از پوریا پورسرخ

عکسهای بسیار زیبا از پوریا پورسرخ

عکسهای بسیار زیبا از پوریا پورسرخ

عکسهای بسیار زیبا از پوریا پورسرخ

عکسهای بسیار زیبا از پوریا پورسرخ

نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 ساعت 18:31 | لینک ثابت
اینم چند تا عکس و پوستری که واسه خودم جدید بود!

 عکس   پوسترهای پوریا پورسرخ

 

 عکس   پوسترهای پوریا پورسرخ

نوشته شده توسط رویا در شنبه سی ام بهمن 1389 ساعت 17:6 | لینک ثابت
http://www.musicema.com/images/pgimg_image2_1_2873.jpg

http://www.musicema.com/images/pgimg_image5_1_2873.jpg

نوشته شده توسط رویا در شنبه سی ام بهمن 1389 ساعت 16:59 | لینک ثابت |
گلايه سازندگان «گلوگاه شيطان»، «مصائب چارلي» و «گلوگاه»

           
گروه سينماي ايران- بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر در حالي به پايان رسيد كه 3 كارگردان جوان نسبت به ديده نشدن فيلم‌هايشان در اين رخداد سينمايي معترض شدند. 3 فيلم «گلوگاه شيطان»، «مصائب چارلي» و «گلوگاه» آثاري بودند كه در روزهاي آخر جشنواره به نمايش در آمدند و مهجور ماندند. نكته جالب حرف‌هاي حميد بهمني كارگردان «گلوگاه شيطان» بود. بهمني اصطلاح دست‌هاي پنهان را از فوتبال وارد سينما كرد و ديده نشدن فيلمش توسط هيأت داوران را مرموز خواند. جالب اين كه اين فيلم با سرمايه بنياد سينمايي فارابي تهيه شده است.
حميد بهمني:
دست‌هاي پنهان، نگذاشتند داوران «گلوگاه شيطان» را ببينند
كارگردان «گلوگاه شيطان» گفت: علي‌رغم اينكه نسخه‌هاي اين فيلم براي نمايش به دفتر جشنواره فيلم فجر ارائه شده بود، نمي‌دانم چه دست‌هاي پنهاني در كار است كه نگذاشت داوران «گلوگاه شيطان» را ببينند.
حميد بهمني در گفت‌وگو با ايسنا، ادامه داد: وقتي كانديداها اعلام شد يكي از دوستان با ما تماس گرفت و گفت كه شما جزو كانديدا نيستيد، پس از آن من با يكي از داوران بخش مسابقه تماس گرفتم و او گفت: ما تا 25 بهمن منتظر بوديم تا فيلم شما را ببينيم، اما اين فيلم براي ما نمايش داده نشد. به يكي دو داور ديگر نيز زنگ زدم و آنها نيز اين مطلب را تاييد كردند. هنگامي كه اين اظهارنظرها را شنيدم اين مساله را با آقاي شمقدري، سجادپور و ميرعلايي مطرح كردم و آنها نيز بسيار ناراحت شدند. خيلي تلاش كرديم كه قبل از بيرون آمدن آراي نهايي داوران بتوانند اين فيلم را نيز مشاهده كنند. نمي‌دانم كه اين امر ميسر شده است يا نه؟
وي دير رسيدن نسخه كپي اصلي فيلم به دفتر جشنواره را تنها يك بهانه دانست و بيان كرد: روز 24 بهمن ساعت 11 صبح فيلم را در لابراتوار مشاهده كرديم تا مشكلي براي نمايش و داوري نداشته باشد. پس از آنكه ما آن را تاييد كرديم آقاي شرفي‌كيا ـ تهيه كننده ـ با آقاي عليزاده كه مسوول جابجايي فيلم‌ها در بنياد فارابي هستند، تماس گرفتند و اعلام شد كه «گلوگاه شيطان» براي ارائه آماده است. همان روز اين فيلم در سينما «آفريقا» و «آزادي» نمايش داده شد و من با خودم احساس كردم كه وقتي فيلم در دو سينما نمايش داده شده است حتما نسخه سوم نيز به هيات داوران ارائه گرديده است. چرا كه تقسيم فيلم‌ها از طريق دفتر جشنواره انجام مي‌پذيرد نه توسط من يا فردي ديگر. اين موضوع نشان مي‌دهد كه نرسيدن نسخه كپي اين فيلم به دفتر جشنواره تنها يك بهانه است. چگونه امكان دارد «گلوگاه شيطان» 24 بهمن در چند سينما نمايش داشته باشد اما بگويند كه فيلم به جشنواره نرسيده است.
بهمني دست‌هاي پنهان در دفتر جشنواره را عامل نشان ندادن اين فيلم به داوران دانست و معتقد است: من واقعا از شهدا، همكاران و مردم شرمنده شدم، چرا كه تنها فيلم جنگي و دفاع مقدسي اين دوره جشنواره بايكوت شد. در اين فيلم 400 پلان جلوه‌هاي بصري وجود داشت. تلاش بسياري كرده بوديم كه اين فيلم با فرمت و اجراي خوب باعث ايجاد نگاه جديدي در سينماي جنگ شود و تماشاگر دوباره با اين سينما آشتي نمايد. اين فيلم يك روح سلحشوري و ايستادگي در برابر ظلم را به تصوير مي‌كشد. اما متاسفانه دست‌هاي پنهاني در دفتر جشنواره بودند كه نگذاشتند اين فيلم ديده شود. من از زحمات آقاي شمقدري، سجادپور و ميرعلايي كه حمايت خوبي براي ساخت اين فيلم كردند تشكر مي‌كنم. اما نمي‌دانم كه چرا رفتارها با اين فيلم اينگونه است.
كارگردان «گلوگاه شيطان» افزود: نمي‌دانم به اختتاميه جشنواره بيايم يا نه؟ من از دوستان، اصحاب رسانه و همكاراني كه براي ساخت اين فيلم زحمت بسيار كشيده‌اند خجالت مي‌كشم. خجالت مي‌كشم كه به مردم ايران بگويم كه من يك فيلم جنگي ساخته‌ام اما اين فيلم ديده نشد. من 16 سال دنبال ساخت اين فيلم بودم. اما در نهايت آن را به داوران نشان ندادند. در دوره دوم خرداد نيز من را له كردند اما حالا كه بعد از شانزده سال اين فيلم ساخته شده دوباره اين بلا را بر سر من آوردند. اگر فكر كرده‌اند كه مي‌توانند كاري كنند كه من فيلم‌هاي دفاع مقدس را كنار بگذارم، سخت در اشتباه هستند و تا آنجا كه جان در بدن دارم از اين فيلم دفاع مي‌كنم.
حميد بهمني در پايان با گلايه از عده‌اي كه اجازه نمي‌دهند فيلم‌هاي فرهنگي در جامعه رواج پيدا كنند، گفت: مشابه اين اتفاق براي فيلم « آن مرد آمد» نيز اتفاق افتاد. اين فيلم درخشان و جريان‌ساز فرهنگي را هم چهارسال است كه نمي‌گذارند اكران شود. نمي‌دانم، اما شايد مشكل من هستم، من از همه افرادي كه نمي‌گذارند فيلم‌هاي فرهنگي در جامعه رواج پيدا كند و باعث جريان‌سازي سالم شود نمي‌گذرم و همه آنها را به خدا واگذار مي‌كنم. نمي‌دانيد من چه فشاري را براي ساخت اين فيلم در اين شانزده سال تحمل كردم.

نوشته شده توسط رویا در جمعه بیست و نهم بهمن 1389 ساعت 16:22 | لینک ثابت

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

عکس هایی از پشت صحنه فيلم ناسپاس

 

نوشته شده توسط رویا در شنبه سیزدهم شهریور 1389 ساعت 20:12 | لینک ثابت |
 

پازلي‌كه خوب چيده نشده است

 

اين كه فيلمسازي بخواهد به جاي پرداختن به داستان‌هاي روزمره و عادي و تكراري، به سراغ يكي از قصص تاريخي برود يا قصه‌اي را در دل تاريخ روايت كند، به خودي خود جاي تقدير دارد. يكي از انتقادهايي كه همواره متوجه سينماي ايران است، بي‌توجهي به تاريخ و سرگذشت پيشينيان است. در حالي كه در سينماي آمريكا بارها درباره تاريخ 200يا 300 ساله‌شان فيلم‌هاي وسترن و تاريخي ساخته مي‌شود اما سينماي ايران همچنان از نظر پرداختن به وجوه تاريخي دچار فقر است.

در اين شرايط كارگرداني مانند حسن هدايت كه دلبستگي زيادي هم به تاريخ دارد، تصميم مي‌گيرد فيلمي به نام «ناسپاس» بسازد كه قصه‌اش در زمان حيات حضرت موسي(ع)‌ رقم مي‌خورد. اما حاصل كار هدايت در اين فيلم در كمال تأسف، نااميدكننده و غير قابل تحمل است.

درباره اين كه چرا پس از مدت‌ها سينماي ايران سراغ چنين مضموني مي‌رود و سرانجام هيچ موفقيتي كسب نمي‌كند، بايد صحبت كرد و به بهانه ناسپاس، به اين موضوع پرداخت. درباره اين كه چرا اين فيلم موفق از آب درنيامده و با وجود بازيگران سرشناسش گيشه پررونقي نداشت، مي‌توان باب بحث‌هايي را در رابطه با آسيب‌شناسي سينماي تاريخي در ايران گشود. در حال حاضر فيلم ناسپاس كه از هر حيث اثر ناموفق و كم‌بضاعتي از كار درآمده، كمتر از طرف مردم و منتقدان مورد توجه قرار مي‌گيرد و ضعف‌هاي اين فيلم و عدم استقبال از آن مي‌تواند يك زنگ‌خطر جدي براي سينماي ايران باشد.

اولين عامل ضعف ناسپاس را بايد در كارگردانش سراغ گرفت. حسن هدايت كه با كارهاي تاريخي‌اش شناخته مي‌شود و يكي از مشهورترين كارهايش 2 سري از مجموعه «كارآگاه علوي» بوده، اين بار به جاي تاريخ معاصر سراغ يكي از قديمي‌ترين دوره‌هاي تاريخي رفته و با الگو گرفتن از فيلم‌هاي تاريخي هاليوود، ناسپاس را جلوي دوربين برده است. در همين چند خطي كه آمد، 2?مشكل اساسي آن مشخص مي‌شود. اول اين كه حسن هدايت عادت به ساخت فيلم‌ها و سريال‌هايي با موضوع تاريخ معاصر دارد و در ناسپاس نيز با همان اسلوب قديمي خودش سراغ موضوع رفته است.

در فيلم‌هاي مشهور تاريخي سينماي جهان، تفاوت بسياري ميان فيلم «لورنس عربستان» با «ال‌سيد» يا «بن‌هور» است. زماني كه سوژه اصلي فيلم متعلق به چند دهه قبل است، نوع فضاسازي، ديالوگ‌ها و طراحي لباس و گريم بسيار تفاوت مي‌كند با فيلمي كه سوژه اصلي‌اش مربوط به چند قرن پيش است. اين نخستين موضوعي است كه در طراحي اوليه فيلمي مانند ناسپاس رعايت نشده است. با اين كه يكي از دو نويسنده اصلي فيلمنامه ناسپاس، چهره مشهوري مانند اصغر هاشمي است اما عجيب است كه در شيوه ديالوگ‌نويسي اين فيلم، ظرافت‌هاي كار تاريخي رعايت نشده است.

در قصه‌اي كه هدايت به تصوير كشيده، سرگذشت عاميل (پوريا پورسرخ)، آشل (نيما شاهرخ‌شاهي) و آنائل (الناز شاكردوست) را شاهد هستيم كه اين رابطه سه‌گانه منجر به شكل‌گيري يك مثلث عشقي مي‌شود. طبق كليشه اين نوع قصه‌ها، يكي از اضلاع اين مثلث، فرد فريبكار و بدطينتي است كه از روش‌هاي ناجوانمردانه براي رسيدن به مقصودش استفاده مي‌كند. در ميانه راه آشل با دسيسه عاميل را به قتل مي‌رساند و به آنائل نزديك مي‌شود. پس از مدتي حضرت موسي(ع)‌ دُم گاوي قرباني را به جسد عاميل مي‌زند و عاميل پس از زنده شدن، آشل را قاتل خود معرفي مي‌كند و آشل به مجازات مي‌رسد و عاميل و آنائل زندگي مشترك خود را از سر مي‌گيرند.

يكي از مواردي كه حس باورپذيري تماشاگر را هنگام تماشاي ناسپاس از بين مي‌برد، نوع پوشش و آرايش بازيگران فيلم است. نحوه گويش 3 بازيگر اصلي فيلم، اصلاً همخوان با يك اثر تاريخي نيست و كارگردان نيز كوششي در هدايت درست آنان انجام نداده است. زماني كه تماشاگر مي‌بيند كه بازيگر زن جوري لباس پوشيده و آرايش كرده كه انگار قصد پياده‌روي در حوالي ميدان ونك را دارد، طبيعتا باورش نمي‌شود كه قصه در زمان حضرت موسي(ع)‌ رقم مي‌خورد. از اين گذشته نوع حرف زدن شخصيت‌ها با همديگر نيز بسيار دور از منطق فيلم‌هاي تاريخي است.

در سال‌هاي دور كه دوبله فيلم‌ها رونق بسياري داشت و فيلم‌هاي تاريخي هم مورد توجه تماشاگران بودند، دوبلورها مراقب بودند كه شيوه ترجمه و نحوه اداي ديالوگ‌ها جوري نباشد كه به شأن تاريخي اثر لطمه بخورد. مثلاً امروز با مشاهده دوبله فيلم‌هايي مثل ال‌سيد، بن‌هور، اسپارتاكوس و يا 10 فرمان مي‌بينيم كه مترجم و مديران دوبلاژ درك درست‌تري از برخي فيلمنامه‌نويسان آثار تاريخي داشته‌اند. آنان به‌خوبي مي‌دانستند كه نبايد از واژه‌ها و اصطلاحاتي استفاده بكنند كه توي ذوق تماشاگر بخورد. به اين ترتيب به زباني كهن و رسمي مي‌رسيدند كه با ساختار وقايع و مسير قصه هماهنگ بود. اما مشاهده 2 اثر تاريخي اخير، يعني ابتدا سريال «يوسف پيامبر» و اكنون ناسپاس نشان مي‌دهد كه ضعف اصلي اين آثار از فيلمنامه و نحوه نگارش ديالوگ‌ها آغاز مي‌شود.

در برنامه «هفت» فريدون جيراني اشاره كرد كه «ناسپاس» با سرمايه كمي ساخته شده است و كل بودجه‌اي كه صرف آن شده، خيلي كمتر از سرمايه‌اي است كه صرف فيلم‌هاي معمولي سينما مي‌شود. اين نيز خود يك تناقض بامزه است. فيلم‌هاي تاريخي عموماً آثار پرهزينه و پر دردسري هستند. يكي از ويژگي‌هاي بصري اين فيلم‌ها، حضور انبوه سياهي‌لشكر و يا هنروران است. در غياب آنها چگونه مي‌توان نبردي تاريخي را تصور كرد؟ همچنين ابزار و ادواتي كه اينان براي جنگ‌ها بايد در اختيار داشته باشند يا لباس‌هاي خاصي كه بايد برايشان سفارش داده شود، ناخواسته فيلم را به اثري پرهزينه تبديل مي‌كند. اما ناسپاس فاقد همه اين ويژگي‌هاست. دكوري ندارد كه بيانگر شرايط دوره‌اي از تاريخ باشد و نبردهايي كه در فيلم نمايش داده مي‌شود بدون حضور سياه لشكر است. اينجاست كه از خودمان مي‌پرسيم وقتي امكاناتي براي ساخت چنين فيلمي نيست، چرا بايد يك كارگردان سرد و گرم چشيده مثل حسن هدايت پا به چنين وادي پرخطري بگذارد؟

در ناسپاس براي برخي بازيگران از جمله بازيگر نقش حضرت موسي (ع) از دوبلور استفاده شده است. صداي مشهور يكي از دوبلورهاي قديمي و پيشكسوت به جاي موسي(ع)‌، در تقابل با كل فيلم است كه بازيگران به جاي خودشان حرف مي‌زنند. شايد حكمت اين كار، ايجاد تفاوت بين اين شخصيت با ديگران باشد. در اين صورت بهتر بود كارگردان اين هدفش را به‌گونه‌اي ديگر تأمين مي‌كرد. مثلاً در خلال قصه، شخصيت موسي را طوري روايت مي‌كرد كه تماشاگر از ديدنش احساس ويژه‌اي كند، نه اين كه يكي از شخصيت‌هاي فرعي و بي‌تأثير فيلم باشد كه كارگردان بخواهد صرفاً با تغيير صداي او، وي را متشخص و ويژه كند.

اميدواريم ناسپاس به عنوان يك نمونه ناموفق از فيلم‌هاي تاريخي مورد توجه اهالي سينما و مسوولان قرار بگيرد تا از اين پس اگر قرار بر ساخت فيلمي مشابه بود، با در نظر گرفتن تمام جهات به توليد آن اقدام شود؛ نه با سرمايه يك تله‌فيلم...

ليلا خراط

نوشته شده توسط رویا در دوشنبه هشتم شهریور 1389 ساعت 12:58 | لینک ثابت

استقبال ضعیف اما خوب

به گفته مدیر پردیس سینمایی"زندگی"،استقبال از طرح "اذان تا اذان" نسبت به سال گذشته کمی ضعیف شده، اما نسبتا خوب است.احمد اسدی افزود:از فیلم های اکران گذشته "پوپک و مش ماشالله"،"کیفر"،"ازدواج در وقت اضافه"،"شیر و عسل"و "دموکراسی تو روز روشن" را نمایش میدهیم که از میان آنها استقبال خوبی از فیلم "کیفر"به عمل آمده است.

ایسنا

 

نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ساعت 21:42 | لینک ثابت

«ناسپاس» در مثلث تاريخ، عشق و روايت ديني گير افتاده است

عشق مدرن در قصه‌اي كهنه

ساخت فيلم تاريخي كار دشواري است. نه صرفا به اين دليل كه اين ژانر فرآيند توليد سختي دارد و به كلي لباس، گريم، صحنه‌سازي و جلوه‌هاي ويژه محتاج است. دشوارتر از همه اينها آن است كه بخواهي يك واقعه و رخداد تاريخي را به گونه‌اي به تصوير بكشي كه هم به واقعيت تاريخي خود وفادار باشد و در تعريف آن دچار تحريف نشود و هم اين‌كه در عين‌حال ساختار سينمايي هم داشته باشد و براي مخاطب از حيث بصري و روايي واجد جذابيت‌هاي لازم باشد. اين تجربه زماني دشوار مي‌شود كه در اين قصه تاريخي يك واقعيت مذهبي و ديني هم وجود داشته باشد. در اين صورت علاوه بر سويه دراماتيك قضيه وجوه ايدئولوژيك قصه نيز به دشواري كار اضافه مي‌شود.

حسن هدايت كه سابقه ساخت آثار تاريخي را در كارنامه خود دارد اين بار سراغ قوم يهود مي‌رود و كمي از تاريخ معاصر فاصله مي‌گيرد. «ناسپاس»، قصه 2 پسرعمو به نام‌هاي عاميل و آشل را روايت مي‌كند كه هر دو خواهان ازدواج با آنائل هستند. وقوع يك رخداد غيرمنتظره آرامش و آسايش قبايل و طوايف قوم يهود را بر هم مي‌زند، اما با ورود حضرت موسي روايت سمت و سويي ديگر به خود مي‌گيرد. ناسپاس در ميان تصوير مذهبي، روايت عاشقانه و قصه‌اي تاريخي سرگردان است و گويي مي‌خواهد هم داعيه دار يك فيلم ديني و معناگرا باشد و هم در ژانر تاريخي قرار بگيرد، اما بيش از هر چيز برقصه عاشقانه خود تاكيد مي‌كند. در واقع كارگردان تلاش مي‌كند ملال يك روايت تاريخي را با تزريق عشق به درام بكاهد و شيريني قصه را براي مخاطب افزايش دهد. در حالي كه يك قصه تاريخي اگر واجد عناصر جذاب دراماتيك باشد به مسكن و اسانس بيروني نيازي ندارد.

ناسپاس يك ملودرام تاريخي است كه البته بيشتر با مديوم تلويزيون تناسب دارد تا سينما. شايد اگر اين قصه در غالب يك سريال يا تله فيلم تلويزيوني روايت مي‌شد مخاطب بيشتري داشت تا اين‌كه در قالب سينما بنشيند. يكي از مشكلات اساسي فيلم به ديالوگ‌پردازي و زباني باز مي‌گردد كه كارگردان براي گفتار شخصيت‌هاي قصه انتخاب مي‌كند. جنس ديالوگ‌پردازي‌هاي آن امروزي است و به «نردبام آسمان» لطيفي شباهت دارد.

يكي از مشكلات اساسي ژانر تاريخي ريتم كند روايت است كه موجب كشدار شدن فيلم شده و با توجه به اين‌كه فضاي داستان به دوره تاريخي ديگري غير از تجربه‌هاي روزمره مخاطب تعلق دارد سنگيني زمان بيشتر احساس مي‌شود و البته فيلم هم تماشاگرانش را از دست مي‌دهد. اما در ناسپاس ضرباهنگ تقريبا منطقي است و مخاطب را خسته نمي‌كند. اما در گريم و چهره‌پردازي بويژه درباره شخصيت‌هاي اصلي داستان يعني پوريا پورسرخ و نيما شاهرخ‌شاهي و البته الناز شاكردوست و ليندا كياني هيچ تمهيد باورپذيري صورت نگرفته است انگار چند تا دختر و پسر مدرن شهري لباس تاريخي پوشيده‌اند و دغدغه آنها مثل دختر و پسرهاي بالاي شهر است. حداقل روي صورت و مدل موهاي آنها نيز اتفاق خاصي نيفتاده و خيلي جديد و امروزي است. در واقع هدايت خواسته است از سيستم ستاره‌سازي در يك اثر تاريخي بهره ببرد و قواعد سينماي تجاري را در يك كار تاريخي محك بزند. اما دست‌كم در اينجا اين تمهيدات تجاري پاسخ نمي‌دهد و مهارت و قدرت بازيگري است كه حرف اول را مي‌زند. به نظر مي‌رسد بازيگران تئاتري بيشتر از پس يك نقش تاريخي بربيايند تا بازيگران جوان و ستاره‌اي كه به سينماي شهري و مدرن تعلق دارند. قصه فيلم يك عاشقانه دختر و پسري است كه در زمان حضرت موسي مي‌گذرد و به ضرورت فيلم‌هاي معناگرا ميان عشق مجازي و حقيقي در نوسان است و خوب نتيجه كه قابل حدس است به واسطه لياقت در اثبات عشق حقيقي، عشق مجازي نيز مجاز مي‌شود. درست در همين لايه از داستان است كه مفاهيم و پيام‌هاي اخلاقي وارد قصه شده و بتدريج جايگزين سويه دراماتيك ماجرا مي‌شود. احتمالا و به زعم سازندگان اثر، جذابترين و پر تعليق‌ترين فراز قصه به زنده شدن پوريا پورسرخ يكي از پسرعموها برمي گردد كه پايان بندي خوشي را به نفع قهرمان داستان رقم مي‌زند، اما اين بخش از كار خوب از كار در نمي‌آيد و خيلي گل درشت و اغراق شده به تصوير كشيده مي‌شود.

ناسپاس از حيث فني و تكنيكي به جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري اتكاي زيادي كرده و بخش عمده‌اي از فضاسازي‌هاي كار بويژه در قسمت‌هايي كه به معجزه و حواشي آن تعلق دارد به وسيله ويژوال افكت انجام شده است. در واقع سازندگان فيلم تلاش كرده‌اند با بهره‌گيري از اين تمهيدات رايانه‌اي، هزينه كمتري صرف دكورسازي‌هاي حجيم و پرخرج كنند. اين فناوري‌هاي تكنولوژيك اگرچه از هزينه‌هاي گزاف آثار تاريخي كاسته و سرعت توليد اين‌گونه فيلم‌ها را بيشتر كرده است، اما اين عيب را هم دارد كه فضاسازي كار و حس و حال تاريخي آن هم گرفته مي‌شود. ناسپاس علاوه بر وجوه تاريخي، به فرهنگ پهلواني و مردانگي هم توجه مي‌كند و شايد بتوان عنوان يك قصه مردانه را هم به آن داد. هماوردي 2 پسرعمو براي دريافت نشان لياقت و مردانگي تا آن‌كه پيروز ميدان است، حق و اجازه وصل به معشوق را كسب كند. عشق، تظاهر واحدي دارد گرچه در تاريخ‌هاي متفاوتي اتفاق بيفتد، اما مظاهر و نشانه‌هاي آن به مقتضيات تاريخ، شمايلي متفاوت مي‌يابد. نشانه‌اي كه ردپاي آن را در ناسپاس نمي‌توان پيدا كرد.

سيدرضا صائمي / جام جم

نوشته شده توسط رویا در چهارشنبه بیستم مرداد 1389 ساعت 22:10 | لینک ثابت |

24 فیلم سینمایی بخش مسابقه جشنواره دفاع مقدس

24 فیلم سینمایی برای رقابت در بخش مسابقه فیلم های سینمای ایران در جشنواره بین المللی فیلم مقاومت،انقلاب و دفاع مقدس انتخاب شدند.

فیلم های سینمایی شب واقعه شهرام اسدی، اخراجی ها 1 مسعود ده نمکی، بیداری رویاها محمد علی باشه آهنگر،نفوذی احمد کاوری و مهدی فیوضی ،بدرود بغداد مهدی نادری، انوبوس شب کیومرث پور احمد، دموکراسی تو روز روشن علی عطشانی،کودک و فرشته مسعود نقاش زاده،به کبودی یاس جواد اردکانی و روز سوم محمد حسین لطیفی،دست های خالی ابوالقاسم طالبی،بالاتر از آسمان فریدون حسن پور،چراغی در مه پناه بر خدا رضایی،پاداش سکوت مازیار میری،آن مرد آمد حمید بهمنی،پنالتی انسیه شاه حسینی،فرزند خاک محمد علی باشه آهنگر،شکارچی شنبه پرویز شیخ طادی،بیگانگان عباس رافعی،شرقی عبدالرضا منجزی، خانه امن است ناصر رفائی،عصر روز دهم مجتبی راعی،میم مثل مادر رسول ملاقلی پور وآن سوی رودخانه عباس احمدی مطلق در این جشنواره روی پرده می روند.

این فیلم ها توسط  هیئتی مرکب از پوران درخشنده،مجید رجبی معمار و محمد علی نجفی از میان فیلم های رسیده به دبیرخانه جشنواره برای رقابت در بخش مسابقه انتخاب شدند.

یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت،انقلاب و دفاع مقدس از 29 شهریور تا 2 مهر همزمان با هفته بزرگداشت دفاع مقدس برگزار می شود.

منبع:جام جم

نوشته شده توسط رویا در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 ساعت 22:42 | لینک ثابت

"صاحبدلان" در شبکه جهانی سحر

مخاطبان آذری زبان شبکه جهانی سحر در ایام رمضان به تماشای دوبله آذری مجموعه تلویزیونی "صاحبدلان" خواهند نشست.داستان این سریال درباره صحاف پیر و متدینی به اسم سید خلیل صحاف زاده است که به دلیل کهولت سن، کار صحافی را رها کرده  و مشغول خرید و فروش کتاب های قدیمی و خطی شده است.علی پوریان،علی احمدی،افروز ظهیری،الهام آزرم،حامد نافی، جعفر رضایی و....از جمله صداپیشگان دوبله آذری آن به شمار می روند که با مدیریت دوبلاژ جعفر رضایی آماده شده است.

نوشته شده توسط رویا در شنبه شانزدهم مرداد 1389 ساعت 21:48 | لینک ثابت
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar





Powered by WebGozar