در روز ملي سينما سينما گران و اهالي هنر اين روز را جشن گرفتند و از اين فرصت مغتنم براي ديدار دوباره و گپ و گفتگوهاي جدي و حاشيه اي درباره سينما استفاده مي كنند. انها در اين مجال اندك از خواسته ها ارزوها و ناگفته هايشان در اين روز گفتند. و اما ... ناگفته هاي پوريا پور سرخ:
اميدوارم هركس كار خودش را انجام دهد كه اين اتفاق خوبي خواهد بود. اگر هركس كار خودش را انجام دهد سينماي ما خيلي از مشكلاتش را حل خواهد كرد.
نظر قائمیان رو دربراه ی بازی پوریا براتون گذاشتم.
ارزيابي فرهاد قائميان از بازي پوريا پورسرخ
• بسيارى معتقدند كه بازى «پوريا پورسرخ» كلاژ بازيگران هم سن و سالش است. شما به عنوان يك پارتنر، بازى او را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
بدون حب و بغض مى گويم كه بازى پوريا عالى بود و اصلاً شبيه به بازى هيچ كس ديگرى نبود. من دو ماه با پوريا در لبنان زندگى كردم و از نزديك بحران هاى روحى و درگيرى هايش را با نقشى كه داشت حس مى كردم. پوريا حتى براى بازى در سكانس بيمارستان روانى لرز كرد و فشار عصبى زيادى بهش وارد شد. به عقيده من چنين قضاوت هايى در حق او كم لطفى است. در حالى كه لحن صدا، ميميك صورت و... همگى مختص به پوريا بود. اميدوارم در آينده هنگامى كه خواستيم هنرمندى را نقد كنيم، اولاً تخصصى تر عمل كنيم و ثانياً به دنبال چرايى قضايا باشيم.
سلام عزيزان
ديروز به طور اتفاقي با متن روز نامه اي كه در نقد صاحب دلان نوشته شده بود برخورد كردم ولي نصفش تعريف و تمجيد بود قسمتي كه يه كوچولو نقد شده بود رو براتون مينويسم ولي اين به اين معني نيست كه خودم با اين نظر موافقم ولي چون هم آقا پوريا و هم هوادارانش انتقاد پذيرن اينو نوشتم تا يه وقت فكر نكنين ما نقدهارو نميپذيريم. جالب اينجا بود كه انگار اين كار كاملا بي عيب و نقص بود و فقط آقا پوريا بازيش مشكل داره.![]()
متن زيرو بخونين ولي به نظرمن زياد كارشناسانه نيست (ولي در روزنامه ي پر تيراژي چاپ شده بود)
"صاحبدلان البته ضعفهايي نيز دارد از جمله در امر شخصيت پردازي كه گاهي اوقات رو به تيپ سازي ميبرد
_به ويژه در ارتباط با شخصيت هاي منفي سريال_ اما به نظر ميرسد تا پايان سريال بايد صبر كرد و نظر نهايي رادر آن زمان ابراز داشت. حيف است اين نوشته پايان پذيرد بدون ذكر خيري از بازيگران فيلم كه در ميان آنها حسين محجوب و باران كوثري بسيار خوب
بازي ميكنند و پس از آنها نيز ساير بازيگران كم و بيش توانسته اند اجراي مسلطي از شخصيت هاي تحت نقش خويش ارائه كنند. شايد پر جلوه ترين آنها پوريا پورسرخ باشد كه پس از بازي نه چندان خوبش در سريال وفا
حالا در صاحبدلان بسيار حرفه اي تر ظاهر شده است و توانسته تيپ يك آدم كم مايه و شياد را با استفاده از زبان بدن و نوع گويش تقليد كند."
سلام اگه تکراریه ببخشید ولی خودم تازه دیده بودم فکر کردم شاید شماهم همینطور
راستش از وقتي كه من فيلمنامه را خواندم دائم دنبال فرصتي بودم كه فرار كنم.
(مي خندد ) نه به دليل اينكه خداي نكرده از كار بدم آمده باشه ها بلكه به اين دليل كه نقش شاهين خيلي تند خشن و سياه نوشته شده بود و من واقعا نمي توانستم با او ارتباط بگيرم . همش بهانه مي آوردم كه يك جوري شانه خالي كنم. اما انگار آقاي لطيفي به همان ميزان راغب تر ميشدند كه من اين نقش را بازي كنم. خلاصه كه تمام انرژي و توانم را به كار گرفتم كه روي شاهين كاركنم تا لااقل خودم دوستش داشته باشم. تا به اين چيزي رسيديم كه الآن ميبينيد. اما الآن بسيار خوشحالم كه در اين كار حضور داشتم و اميدوارم مردم هم از بازي من خوششان آمده باشد.
نظر یادتون نره
ايدي من :roya_70girl
صاحبدلان نقطه ي عطف سريال هاي ماه رمضان امسال
متن زير از روزنامه ي جام جمه (در مورد صاحبدلان و عواملش)
اكنون ديگر سريال هاي مناسبتي تلويزيون جزو برنامه هاي روتين شده است. چند سال پيش در اوايل راه تلويزيون در توليد اين گونه اثار سريال "شب دهم" كه به مناسبت همزماني محرم و عيد نوروز از شبكه يك پخش شد تحسين همگان را بر انگيخت و در آن زمان مخاطبان عام و خاص اذعان كردند با يك سريال كامل رو به رو شده اند. سال گذشته سريال "اويك فرشته بود" طرفداران بسياري پيدا كرد و نشان داد كه ميتوان وارد محدوده غير ممكن ها هم شد و با نوآوري مسائل مهمي را كه به نوعي با دين و مذهب رابطه دارند به نمايش گذاشت.
اما ماه رمضان امسال بينندگان تلويزيون با يك سريال متفاوت روبرو هستند سريالي به نام "صاحبدلان" كه محور اصلي قصه آن بر اساس آيات قرآن است . منظور از اين محوريت "الهام" گرفتن از آيات خداوند نيست. در صاحبدلان ايات حق سنديت پيدا ميكنند و خير و شر به عنوان دو قطب مهم زندگي دنيايي در وجود شخصيت ها تجسم عيني مي يابند.
در صاحبدلان آيات قرآن به واقع تلاوت مي شوند و در همان دقايق عينيت پيدا مي كنندو در اينجاست كه بايد اذعان كرد صاحبدلان به دايره اي بسيار حساس وارد شده است كه كمي خطا در آن مي تواند بسيار بزرگ به چشم آيد.
صاحبدلان اثري موفق است و اين موفقيت را ميتوان نتيجه چند عامل دانست:
1- تحقيق در زمان نگارش پژوهشي كه اعتماد به نفس لازم را به ديگر سازندگان داده است. چون آنها با استناد به آنچه دارند محكم تر مي توانند قصه خود را تصوير كنند.
2- سناريوي قوي با پرداختي منسجم: سناريوي "صاحبدلان بر اساس ديالوگ پيش ميرود. اين روش در ظاهر شايد ساده به نظر ايد اما در اين سريال كه با استناد به قرآن كريم پيش ميرود. كمي ساده انگاري ميتواند كل ماهيت كار را زير سوال ببرد. بنابر اين فيلمنامه نويس نه ميتواند اغراق كند نه ميتواند كم فروشي كند.
3- بدون هيچ اغراقي ميتوان از بازيهاي خوب بازيگران صاحبدلان گفت. حسين محجوب (خليل) و باران كوثري (دينا) در كنار هم تركيبي سنجيده و متوازن به وجود آورده اند كه به باور پذيري قصه كمك بسزايي كرده است. محمد كاسبي در نقش "جليل " هماني است كه قصه لازم دارد."پوريا پورسرخ" كه از او سريال وفا را به ياد داريم در دومين حضور تلويزيوني خود تلاش ميكند موفق ظاهر شود . حضور او در نقش يك جوان تازه به دوران رسيده آزار دهنده نيست.
4- كار گرداني حساب شده است به گونه اي كه ميتواند مناظره 30 دقيقه اي 2 برادر (خليل و جليل) را بدون ايجاد خستگي در بيننده ديدني كند
پرونده سريال هاي تلويزيوني هميشه باز است. در طول سال اكثر سريال هاي نمايشي از زير تيغ نقد ميگذرند خطاها ديده مي شود و توقعات هم گفته ميشود. در اين پرونده باز صاحبدلان را ميتوان يك نقطه عطف به شمار آورد. اثري كه ميتواند آغازي باشد براي ساخت سريال هاي ديني با نوآوري بيشتر و توجه به اين نكته كه ميتوان در خلق آثار تصويري به قرآن هم نزديك شد و از آن نهراسيد.
د


در 
