اول از همه باید از لطف پوریا پورسرخ تشکر کنیم که ترتیب این گزارش را داد و هماهنگ کرد تا بتوانیم در یک ظهر اول پاییزی به لوکیشن فیلم در طبقه پنجم برج میلاد نور در شهرک غرب برویم .وقتی می رسیم گروه در حال استراحت هستند چند دقیقه بعد سروکله پورسرخ پیدا میشود که موهایش را مش کرده اند و انز رنگی در چشم گذاشته است.می گوید اینجا نقش کاملا متفاوت و دیدنی دارد هر چند که حضورش کوتاه است چند دقیقه ای مشغول صحبت هستیم که میبینیم کارگردان خوب و جوان هم به طرفمان می اید و پس از صحبت های اولیه با احترام خاصی اجازه گزارش را می دهند.یکی از مغازه های این طبقه را اماده کرده اند برای گرفتن صحنه های لازم که مخصوص فروش لوازم حرفه ای ورزشی است .با اینکه ظهر است و پاساژ تعطیل می باشد اما حضور مغازه داران شلوغ کرده و هر جا چند نفری ایستاده و تماشا می کنند.بهرام بهرامیان کارگردان مجموعه اغاز حرکت را اعلام می کند و گروه اماده می شوند.نسرین مقانلو هم که در این صحنه حضور دارد از راه می رسد... مارامی شناسد و احوالپرسی گرمی می کند اورا به سرعت گریم می کنند تا صحنه بگیرند. قرار است یک بگو مگوی حسابی بین مقانلو وپورسرخ در بگیرد و این جنجال به بیرون از مغازه هم کشیده شد و تا پله برقی ادامه پیدا می کند.چند باری تمرین می کنند و بعد شروع می شود.اول صحنه را از بیرون میگیرند تانمای پورسرخ گرفته شود.پورسرخ دیالوگهایش را به شیوه ای عصبی و لات گونه ادا می کند..چند نفری هم داخل مغزه هستند که هر کدام بازی کوتاهی دارند.پس از برداشت نهایی جای دوربین را عوض می کنند و این بار از داخل مغازه صحنه های مربوط به مقانلو را می گیرند . مقانلو به شدت دیالوگهایش را طبیعی ادا می کند و انها را طبق فیلمنامه با صدای بلند و فریاد گونه می گوید که همه را شوکه می کند حتی یک بار حین برداشت ها خود مقانلو و پورسرخ از این همه سرو صدا و بگومگو خنده شان می گیرد.تا اماده شدن صحنه بعدی چند دقیقه فرصت هست ..این بار چند نفری از مردمی که تعدادی از انها مغازه داران جوان تشکیل می دهند نقش هنرور را ایفا می کنند که توسط دستیار کارگردان برای صحنه اماده میشوند.مقانلو با چند دختر جوان عکس یادگاری می اندازد و پورسرخ هم مشغول حفظ کردن دیالوگهایش است.
چند نفر از عوامل پشت صحنه چند پارچه سیاه و پرچم اورده اند تا به درو دیوار این محل نصب کنند گویا صحنه های مربوط به سکانس های دیگری از مجموعه را می خواهند بگیرند که یاداور مناسبتی خاص است.بهرامیان در حال توجیه چگونگی انجام صحنه توسط مقانلو و پورسرخ است.او مقانلو را کشان کشان با خود تا دم پله های برقی برده و سپس او را پرت می کند روی پله ها..کاری که تا چند دقیقه دیگر باید پورسرخ انجام بدهد.شروع به فیلمبرداری می کنند...سکانس های طولانی و یکسره ای است که چند هنرور هم در ان بازی دارند...همه را سر جای خود می چینند و دستور شروع داده می شود ..ناشی گری هنرورها ..بازیگران و کارگردان مجموعه و عوامل پشت صحنه را خسته کرده است اما سرانجام پس از چند برداشت رضایت بهرامیان جلب می شود ...دیگر عصر شده و پس از کات همه برای استراحت به طبقه بالا می روند.



