سلام.من كارو از دوستان رویاجون هستم.قراره من کارشو در این وب ادامه بدم.امیدوارم باهام همکاری کنین.
به عنوان پست اول با رستگاران شروع میکنم.
لازم به ذکر است تمامی مطالب این وبلاگ تنها مطالب مرتبط با هنرمند نامبرده است و الزاما مورد تایید نویسنده نیست.ضمن اینکه این اولین مطلب ارسالی من است و مسولیت محتوای تمامی پست های دیگر با رویا میباشد

جای خالی جوانان میانه رو*
سیروس مقدم ونگاهش به جوانان در سریال های نرگس و رستگاران
پخش سریال رستگاران از هفته گذشته آغاز شد. این سریال را سیروس مقدم کارگردانی کرده است. کارگردانی که با ساخت سریال هایی مانند پلیس جوان و نرگس نشان داد که جوانان را میشناسد و میداند که گرایشات آنها در زمان جوانی چیست. مقدم با استفاده از این شناخت تلاش میکند خانواده ها را با علاقه مندی های جوانان آشنا کند و به آنها بگوید که این گروه سنی اعم از دختر و پسر در این سن به چه هنجارها و ناهنجاری هایی تمایل دارند. در واقع مقدم با استفاده از جوانان مخاطب میانسال و بیشتر پدرو مادرها را به سمت آثار خود می کشاند. جوانان محور بیشتر سریال های مقدم هستند که برای شبکه 3 سیما ساخته میشوند؛ شبکه ای که میخواهدمخاطب جوان را جذب کند و نشان دهد که نام شبکه جوان برازنده اش است، اما واقعیت این است که جوانان کمتر به سریال های مقدم علاقه نشان میدهند. دلیل عدم رغبت را میتوان در خط کشی ای دانست که مقدم در شخصیت پردازی آثار خود انجام میدهد. جوانان در سزیال های مقدم یا سفید هستند یا سیاه و در این میان کمتر شخصیت های خاکستری دیده میشوند.شخصیت هایی که میانه رو هستند یا در طول قصه به تدریج این راه را انتخاب میکنند. در سریال نرگس این خط کشی به وضوح دیده میشد. شخصیت های خوب در یک طرف و شخصیت های بددر طرف دیگر مرز قرار گرفته بودند. این دو گروه مدام در حال مبارزه بودند و مبارزه آنها با یکدیگر، کشمکش داستان را شکل میداد و گره افکنی میکرد.مخاطب میدانست که شخصیت هایی مانند نرگس در طول داستان چه مسولیت هایی را برعهده دارد و قرار است چگونه همه چیز را سامان بدهد و بدی های خواهر کوچک تر خود را با مهربانی پاسخ دهد و مانند سپر از بلایایی که بر سر خانواده میبارد دفاع کند.خانواده شوکت که در مقابل خانواده نرگس قرار داشتندهمگی تقریبا بد بودند یا گرایش های منفعت طلبانه داشتند. این مرزبندی های سیاه و سفید باعث شد تا حدودی آدم های سریال که به نوعی نماینده اقشار جامعه بودند بدون واسطه مقابل بیننده قرار بگیرند. همین شفاف بودن شخصیت پردازی بدون توجه به شخصیت هایی که میبتوانند در میانه این شخصیت ها جایی داشته باشند جوانان را از سریال نرگس دلزده کرد. چون جوانی که در حال تجربه اندوزی است نمیخواهد پیشاپیش تکلیفش مشخص شود و بزرگ تر ها مدام به او بگویند اگر از این راه بروی نتیجه اش این میشود. به همین دلیل است که کارشناسان و جامعه شناسان به سازندگان برنامه ها و سریال ها ی تلویزیونی یادآور میشوند که به شخصیت های خاکستری در اثر دراماتیک خود توجه بیشتری نشان بدهند چون این شخصیت ها کمتر مورد قضاوت های شتابزده قرار میگیرند، اما سیروس مقدم دوست دارد اثر دراماتیکش پر افت و خیز باشد و برای رسیدن به این هدف شخصیت های خود را مانند مبارزان به خط مقدم جنگ می فرستد. در این جنگ دختران و پسران به یک میزان سهیم هستند،اما مقدم برای جذب مخاطب بیشتر از یک ترفند دیگر هم استفاده میکند. او موتور قصه را به شخصیت های زن میسپارد و آنها را به میدان میفرستد. مقدم میداند که قهرمانان زن بیشتر از قهرمانان مرد برای مخاطب امروزی جذابیت دارند. نرگس و خواهر ش نسرین توانستند یک تنه به مبارزه همه مردانی برنود که برای از هم پاشیدن زندگی خانوادگی آنها نقشه کشیده بودند. در آٍار مقدم شخصیت منفی زن میتواند دست به هر کاری که دلش میخواهد بزند. میتواند فریاد بکشد، از خانه فرار کند و برای امرار معاش خود دست به کیف قاپی هم بزند. تا زمانی که سریال نرگس پخش میشد نسرین شخصیتی تازه برای مخاطب بود؛ شخصیتی پر انرژی که رسیدن به خواسته اش مهم ترین جریان زندگی بود و او میتوانست با انرژِی زیادی که برای رسیدن به این خواسته داشت همه را در مسیر نابودی قرار دهد. دخترانی که در جامعه چنین گرایشاتی داشتند در مقابل نسرین مقاومت نشان میدادند و در دل آرزو میکردند که کاش هیچ وقت سریال نرگس پخش نمیشد. این گونه دختران در خانواده مدام مورد پرسش قرار میگرفتند که کجا هستی، چه میکنی ، چه خواهی کرد و هزاران سوال دیگر که همه را نرگس به خانواده ها آموخته بود. به همین دلیل دخترانی که مانند نسرین زندگی میکردند بعد از نمایش سریال نرگس به فکر را های جدید برای رسیدن به اهداف خود برآمدند چون سیروس مقدم در سریال نرگس به شکل واقعی البته با کمی اضافه کردن چاشنی اغراق مسیر آنها را شفاف سازی کرده بود.اما با پایان سریال نرگس و ختم به خیر شدن سرانجام شخصیت ها نسرین ها دوباره زندگی دوباره را آغاز کردند چون سریال نرگس در حد یک سریال ماند و هیچ جامعه شناس، روان شناس و... آسیب هایی را که مقدم در سریال خود به آنها پرداخته بود بازخوانی نکرد تا راهی برای گریز جامعه از این بن بست ها نشان دهد. البته هیچ مسوول کشوری که در رابطه با جوانان کار میکند هم این سریال را جدی نگرفت و آن را فقط به عنوان یک اثر تلویزیونی دید و از کنارش گذشت.شاید به همین دلیل است که سیروس مقدم بعد از گذشت چند سال از ساخت و پخش سریال نرگس دوباره به سراغ تیپی مانند نسرین رفته و او را در قدو قامت "پونه" به سریال "رستگاران" آورده است.
باز هم بازی های سیاه و سفید
سریال رستگاران مانند بقیه سریال های مقدم با مرز بندی خوب ها و بد ها آغاز شد و احتمالا ادامه خواهد یافت. شخصیت های این سریال مانند سریال نرگس هستند.شوکت در سریال نرگس تبدیل به شخصیتی به نام شایسته شده است. شایسته در سریال رستگاران همسرش را از دست داده است اما دختری دارد که به شدت به او وابسته است اما پسرش در مقابل او قد علم کرده و مانند پسر سریال نرگس رفته با دختری ازدواج کرده که شایسته او را دوست ندارد. به همین دلیل از پسرش دلخور است و با او رفتاری سرد دارد. نرگس خوب هم به رستگاران آمده است البته در این سریال دو نقش بازی میکند. جلوه نرگس را هم میتوان در شخصیت "خجسته" زن احمدرضا دید . هم در شخصیت عروس شایسته. باز هم جوانان سیاه و سفید در مقابل هم صف آرایی کرده اند اما مبارزه آن ها در رستگاران برای رسیدن به عشق نیست بلکه برای رسیدن و دست یافتن به پول زیاد است. در رستگاران هم قهرمان اصلی یک زن است؛خجسته جوان است و شهرستانی اما از همان لحظه ای که پایش به تهران میرسد مانند یک جنگجوی مبارز مقابل صفی از مردان می ایستدو قرار است در طول داستان از حیثیت خود و همسرش که متهم به کلاهبرداری شده است دفاع کند. او شیرزنی است که شاید به مرور تکیه کلام خیلی از خانواده ها شود؛ خانواده هایی که از فرزندان خود میخواهند مانند خجسته باشند نه پونه که باعث سکته پدرش شده است و به کارهای خلاف روی خوش نشان میدهد. از همین ابتدای پخش سریال رستگاران مشخص است که قرار است شخصیت های مرد در سایه شخصیت های زن قرار بگیرنداما این گرایش مقدم معلوم نیست چه دلیلی می تواند داشته باشد. چند سالی است قهرمان بسیاری از سریال های تلویزیونی زن هستنداما این قهرمان سازی هادیگر چندان جذابیت نداردچون این روز ها رفتارهای زنان به اندازه کافی بزرگنمایی شده است و شاید دیگر لازم نباشد شخصیت هایی مانند پونه بار دیگر به سریال ها راه پیدا کنند.اکنون همه میدانند که زنان کیف قاپ در مقابل مردان قمه به دست که کیف قاپی حرفه آن هاست ، شمشیر خود را غلاف کرده اند و تلاش می کنند از راههای بهتری امرار معاش کنند و خود را چندان درگیر ماجراجویی های دزدی نمیکنند . شاید در روزهایی که زنان تلاش میکنند پایگاه اجتماعی خود را ارتقا بدهند و با رفتار های سالم خود نشان دهند که در خانواده حرف اصلی را میزنند نشان دادن شخصیتی مانند پونه خلافکار که برادری خشن دارد که مدام میخواهد با زور او را به راه راست بیاورد درست نباشد.عاطفه نوری بازیگر نقش منفی سریال های "نرگس" و"رستگاران"چندین سال پیش با بازی در سریال "دوران سرکشی" ساخته تحسین برانگیز کمال تبریزی ، دختری عصیانگر را به خوبی به نمایش گذاشت.در آن سریال به اندازه کافی هم از اطرافیان کتک خورد و آسیب دید. از پخش سریال دوران سرکشی سال ها می گذرددر این سالها حتما دختران جوان که گرایش خلافکارانه دارند و خانواده های آنان راه های جدیدتری را تجربه کرده اندو شاید در شرایط فعلی جامعه ما نمایش مجدد دخترانی که هم از طرف جامعه و هم از طرف خانواده آسیب میبینند و البته به هردوی این گروه ها آسیب وارد میکنند، لازم نباشد و دردی را از جامعه درمان نکند. چون همانگونه که در بالا نوشتیم قرار نیست یک سریال تلویزیونی با محوریت جوانان فقط در حد یک سریال تلویزیونی بدون کارایی بماند.
*عطا فرزانه.جام جم ضمیمه نسل سوم سه شنبه 9 تیر


